محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

241

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

كند ، غور يغورا بيشتر از او كه مىخواست ادا كند ، وعده نمود . منوچهر ديد كه آن مبلغ را كه اينها مىخواهند ، نمىتواند ادا نمايد ، اقدام به جنگ كرد ؛ ولى نتوانست كارى بكند . فورا به بايبورد رفت . لشكر قزلباش به يارى طرفداران غور يغورا گرجستان را گرجستان ساختند كه نمىتوان وصف كرد . بنابراين غور يغورا در فرمانفرمايى استقرار و استقلال يافت و منوچهر نيز به توسط حاكم بايبورد ، بسانه نامى از امراى گرجستان را به دربار دولت عثمانى فرستاد . بنابراين سلطان سليم ايلچىها كه شاه اسماعيل از براى مصالحه فرستاده بود ، حبس كرده ، مصمم سفر ايران و گرجستان شده ، با حكومت مجارستان كه به استدعاى مصالحه سفير فرستاده بودند مصالحه كرد و به سردارى غازى سنان پاشا به اردوى شرق حركت داد . آنگاه كه اتفاق حكومت مصر با ايران به وضوح پيوست ، آن سلطان قاهر نيز از اسلامبول حركت كرده ، به اردوى خود ملحق شد و بنا به حركت سلطان قانصو غورى ، مجبور به جنگ مصريان شده ، تأديب شاه اسماعيل را به تأخير انداخت . آنگاه كه منوچهر با امراى گرجستان در شام التجا به دربار سليم نمود ، سلطان نيز حكم فرمانفرمايى گرجستان را با خلعت و فرمان به منوچهرخان داد و دائرهء حكومت حاكم بايبورد را توسيع نموده ، او را در فرمانفرمايى گرجستان مستقر و مسلط ساخت . ميرزابيگ كه به بايبورد رسيد ، جمع لشكر نموده و در همراهى منوچهر متوجه گرجستان شد . از آن طرف غور يغورا كه خراجگذار ايران شده بود ، از ديو سلطان استمداد نمود . ديو سلطان هم لشكرى از براى امداد به غور يغورا فرستاد و از آن طرف حوادث دروغى شايع ساخت كه سلطان سليم را مصرىها منهزم ساخته و كشته‌اند . بنابراين خبر ، طرفداران منوچهر از او روگردان و ملحق به غور يغورا شدند . ميرزا بيگ حاكم ايبورد با لشكر عثمانى و منوچهر و حاكم اسبر و كسكيم و تورتوم و ارزنجان و ترجان و كيفى با سه هزار لشكر چريك در وسط گرجستان ماندند . لشكر غور يغورا به استظهار قزلباشان ، اطراف آنها را حلقه‌وار گرفته ، منوچهر خان و ميرزا بيك و حاكم اسبر را با دو هزار نفر طعمهء شمشير و تبر كردند . باقى لشكر به هزار مرارت و پريشانى خودشان را از چنگ غالبين رهانيده ، به وطنشان رفته ، كيفيت را به عرض سلطان رسانيدند . « 1 » انتهى * * * روز يكشنبه دوازدهم ديوان نشد . پاشايان به اردو رفته ، ساخلويى كه لازم بود در مصر بماند ، از عساكر منصوره انتخاب نمودند . مقدار آنها از اين قرار است : هزار نفر از لشكر روم ايلى و هزار نفر از عسكر آناطولى و هزار نفر از غلامان خاصّه و هزار نفر ينگىچرى و مقدار كافى توپچى و قورخانچى و زنبورچى كه تمامى آنها عبارت از پنج هزار نفر بودند . سركردگى

--> ( 1 ) . بنگريد : احسن التواريخ ، صص 211 - 212